تبلیغات
جامعه شناسی - گفتو گو شهلا اعزازی
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

گفتو گو شهلا اعزازی

جامعه‌مدرن زنانه، مردانه ندارد

یکی از موضوعات مهمی که در قرن بیست و یکم مطرح است، اهمیت و نقش فعال زنان در جامعه مدنی ست. زنانی که تا دو دهه قبل، حوزه فعالیت شان بیشتر در چارچوب خانواده تعریف می‌شد،

امروز برای دستیابی به حقوق برابر در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تلاش می‌کنند. نمود این قضیه را در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران می‌توان با حضور چشمگیر زنان در زمینه‌های فرهنگی و هنری مشاهده کرد. در خصوص تغییر جایگاه زنان و ویژگی‌های نقش پذیری آنان در جامعه ایران گفت وگویی با خانم دکتر شهلا اعزازی – جامعه شناس و محقق مسایل زنان انجام داده ایم که در ادامه می‌خوانیم :

 

  • به نظر شما تفاوت زنان امروز با زنان دیروز چیست؟

واقعیت این است که ما در ایران در جامعه ای زندگی می‌کنیم که از سال 1300 شروع به تغییراتی در جهت مدرنیته کرده است. در عین حال باید در نظر داشت که مدرنیته دارای ابعاد گوناگون فکری و علمی است که ما در سطح گسترده با ابعاد علمی آن روبرو شدیم. شهرها رشد کردند،کارخانه‌ها به وجود آمد، نوع زندگی مردم تغییر کرد، آپارتمان نشینی به وجود آمد و مدل خانواده گسترده، جای خود را به خانواده هسته ای داد در کنار این مسایل تغییراتی نیز در شیوه آموزش، بهداشت و حضور و کار در اماکن خارج از خانواده به وجود آمد. در جریان این روند زنان تحصیل کرده نیز جذب بازار کار شدند و پس از آن بخشی از تفکرات مربوط به مدرنیته نیز وارد شد. مثلا اگر در دوره قبلی مردم خود را به عنوان رعیت می‌پذیرفتند یعنی فردی که هیچ حق و حقوقی در جامعه ندارد و تنها دارای وظیفه است، با ورود مدرنیته البته طی یک پروسه طولانی مردم پذیرفتند که شهروند هستند و حق و حقوقی دارند و این باور که هر چه قسمت باشد همان می‌شود آرام آرام جای خود را به این تفکرداد که ما موجود فعالی هستیم که می‌توانیم زندگی خود و در بسیاری موارد جامعه خود را نیز تغییر دهیم و آنچه که مطلوب است را به وجود آوریم. بنابراین زنانی بودند که در اواخر دوران پهلوی در خارج از خانه کار می‌کردندو دارای درآمد و موقعیت بودند و در مورد بسیاری از مسایل زندگی خود تصمیم می‌گرفتند اما بنا به شرایطی پس از انقلاب این تفکر،‌مذموم شمرده شد و بیشتر بر روی روابط سنتی تاکید شد که مدتها بود در ایران لااقل در میان قشر روشنفکر و متوسط شهری وجود نداشت و دوباره نوعی نگاه  وارد تفکرات گروههایی از افراد شد که در طی آن وظیفه زنان قبل از هر چیز مادری و همسری است که اگر وظایف را به خوبی انجام دهند افراد موفقی به شمار می‌آیند. در بخشی دیگر نیز تفکرات سنتی به تفکیک شغل‌های مناسب و نامناسب برای زنان پرداختند و مجموعه این عوامل موجب شد که با بیرون رفتن زنان از محیط کار مواجه شدیم. آمارهانشان می‌دهد که 13 درصد اشتغال زنان به 8 درصد پس از انقلاب کاهش یافت. مرد به عنوان نان آور اصلی در نظر گرفته شده و زنان به نوعی وابسته به مردان شدند.

  • آیا صرف حضور زنان در جامعه به عنوان یک شاخص توسعه یافتگی مورد بررسی قرار می‌گیرد یا اینکه مثلا برخی از زنان که در خانه بوده اما شاعر ونویسنده هستند نیز شاخصی برای توسعه یافتگی به حساب می‌آیند؟

اتفاقا من هم می‌خواستم همین را متذکر شوم. رانده شدن از محیط‌های عمومی، خیلی از افراد را به محیط‌های خصوصی معطوف کرد و در خانه به تولید‌های خانگی، شعر و امثال آن روی آوردند اما به طور کلی شاخص توسعه بر شعرو شاعری نمی‌چرخد  زیرا اصولا درصدکمی از افراد جامعه اعم از زن و مرد در این حوزه فعالیت می‌کنند، اما تعداد افرادی که به مدرسه می‌روند، نوع درسی که در دانشگاه می‌خوانند و همین طور بهداشت همگانی از جمله شاخص‌های توسعه هستند. در عین حال در شاخص‌های توسعه جدید می‌توان به مساله جنسیت و تعداد زنانی که در حوزه‌های مختلف فعال هستند به عنوان عوامل تاثیر گذار اشاره داشت. اما باید یک مطلب را در نظر گرفت و آن این است که برای اینکه فرد شاعر، نقاش و خواننده شود شرایط اجتماعی می‌تواند بسیار کمک کننده یا بازدارنده باشد.

  • امروز ما شاهد این هستیم که تحولی در جامعه مدنی ایران صورت گرفته که در نتیجه آن زنان ایرانی در صحنه‌های  اجتماعی، فرهنگی حضور فعالی دارند مثلا حضور زنان فیلمساز ایرانی در جشنواره ونیز امسال بسیار چشمگیر بود. آیا نمی توان اینگونه نتیجه گرفت که به حاشیه رانده شدن زنان موجب ارتقای جایگاه آنان به نوعی دیگر شد؟

بله، چرا که نه. رانده شدن زنان به بخش خصوصی شاید در 10 سال نخست واکنش مثبتی را در برداشت ولی پس از آن این روند تغییر کرد، به این دلیل که جامعه ایران پس از انقلاب اسلامی و هنوز هم جامعه ای مدرن از لحاظ علمی به شمار می‌رود که دلایل آشکار آن را می‌توان وجود شهرهای بزرگ 10 میلیونی، دانشگاههای متعدد در ایران، ورود دختران به دانشگاه و وجود جبر اقتصادی دانست که دختران  مجبور هستید که در خانه یا بیرون از خانه کار کنند. شما راجع به کارگردانی صحبت کردید برای من بسیار جالب است که از دهه 70 به بعد تعداد زنان نویسنده و کارگردان به طرز چشمگیری افزایش یافته است و این زنان بیشتر زندگی خود یا شبه زندگی خود را نوشته و به تصویر می‌کشند. اما فعالیت زنان تنها به این حوزه‌ها محدود نمی شود، بلکه امروز ما با زنان روزنامه نگار، مدیر و... مواجه هستیم که جوایز مختلفی را کسب می‌کنند. بنابراین زنان هم به صورت فردی فعالیت می‌کنند و هم به صورت گروهی در NGO‌ها. اگر دقت کنید تعدادNGO‌های زنان نیز بسیار زیاد است؛ از حوزه کودکان گرفته تا محیط زیست و NGO‌های صنفی و خیریه که  همواره وجود داشته است. در واقع ما مرحله کوتاهی را داشتیم که  طی آن پسرفت زنان به حوزه خصوصی صورت گرفت اما به دلیل مسائل مختلفی از جمله پدیده جهانی شدن، ارتباط با کشورهای دیگر، ماهواره‌ها و... نوع نگرش،‌تفکرات و توقعات دختران و زنان تفاوت کرده است، مثلا سن ازدواج در دختران بالا رفته است و این بدان معناست که فرد می‌خواهد خودش به تنهایی کاری را انجام دهد که این کار می‌تواند یک شغل اداری ساده باشد یا یک کار هنری. در واقع قابلیت اعتماد به خود در زنان و دختران بالاررفته است.

  • امروزه مشاهده می‌شود که با توجه به نابرابری‌های موجود درفضای اشتغال ایران و جنسیت محور بودن آن، دختران اگر چه به دانشگاه می‌روند و حتی مدارک تحصیلی همچون کارشناسی و کارشناسی ارشد را کسب می‌کنند اما در فضای کار مجبور به انتخاب مشاغلی از جمله حروفچینی، منشی گری، فروشندگی و... می‌شوند در حالی که ممکن است یک مرد با همین ویژگی تحصیلی به عنوان مدیر مشغول به کارباشد. نظر شما در این مورد چیست؟

این تفاوت‌هایی ست که ناشی از فرهنگ چندین و چند ساله مرد سالاری موجود در جامعه می‌باشد که در حال حاضر برای تغییر آن تلاش می‌شود. اما مساله دیگر این است که به دلیل رواج و گسترش این همه دانشگاهها، مردم ما همچون بسیاری از نقاط دنیا با سوادتر شده‌اند اما به صرف این بالا رفتن سواد، شغل و کار بهتری پیدا نمی‌کنند. اما صحبت شما را قبول دارم که جنسیت  نیزدر این پدیده موثر است، مثلا همین تایپیستی را  که مثال زدید در گذشته‌ها با سیکل، تایپیست می‌شد پس از آن با دیپلم و حالا هم با گرفتن لیسانس، تایپیست می‌شود. این تقسیم بندی‌های مشاغل زنانه با درآمد و پرستیژ کم همواره وجود داشته است و هنوز هم هست. اما درصدی از خانم‌ها تلاش می‌کنند با وجود مشکلات پیش رو، این نابرابری‌ها را در محیط کار خود جبران کنند. متاسفانه این مساله هنوز به صورت مشکلی در جامعه ما وجود دارد و برای برطرف شدن نابرابری‌های جنسیتی در زمینه اشتغال نه تنها یک کارفرمای منصف، بلکه یک سری قوانین کار آمد تر و یک تمایل دولتی قوی‌تر نیز لازم است.

  • شما فکر می‌کنید که این تغییر شرایط زنان باید به دست خود آنها صورت بگیرد یا اینکه مردان هم در این مورد تاثیر گذارند؟

من به طور کلی زن و مرد را جدا از هم نمی بینم.  امروز برخی از مردان، به ویژه جوانان بسیار مساوات طلب بوده و به سطح بالایی از  آگاهی رسیده اند. زمانی قشر محروم  و زحمتکش تنها مردان بودند یعنی مردان طبقه پایین برای مردان طبقه بالا زحمت می‌کشیدند اما حالا 50 سال از آن دوران گذشته و اگر امروزه آزادی حق تصمیم گیری، برابری و مساوات می‌خواهیم، من بسیار خوشحالم که امروز مردان و پسران جوانی را می‌بینم که در این زمینه تلاش کرده و برابری را برای هر دو جنس زن و مرد می‌خواهند. اما هنوز هم در بسیاری از افراد این توجه به نابرابری‌ها وجود دارد زیرا شرایط مرد سالاری متاسفانه آنقدر به آنها امتیاز داده که به نظر می‌رسد به یک آگاهی بالا نیاز دارند تا از امتیازاتی که دارند صرف نظر کنند.

  • در واقع تغییر در سطح کلان هرم و در سطح حاکمیت برای تغییر در حقوق زنان و... باید ایجاد شود؟

بله. چرا که با وجود نابرابری‌ها در سطح جامعه، وقتی که حتی با بسیاری از مردان و پسران جوان صحبت می‌کنیم، با نابرابری‌ها مخالفند و مثلا در نظر سنجی‌هایی در مورد چند همسری اکثر افراد ابراز مخالفت می‌کنند. در واقع شاید برخی از این امتیازات را دولت به زور می‌خواهد به مردان اعطا کند. من خانواده‌هایی را می‌شناسم که مثلا ارث را برابر بین  خواهر و برادر تقسیم می‌کنند.
شاید این تفکر در حوزه قومیت‌ها که تعصبات و سنگ فکری‌هایی وجود دارد نیز باید صورت بگیرد.
حتما باید تغییراتی صورت بگیرد. ما تغییرات را معمولا  به چند صورت می‌بینیم یکی اینکه باید فرهنگ سازی صورت بگیرد از طریق مدرسه ورسانه‌ها و سمینارها و... دیگر اینکه باید کنترل صورت بگیرد. یعنی به طور مثال در قتل‌های ناموسی اگر فردی زنش را به قتل رساند برایش مجازات در نظر گرفته شود. در ایران درست عکس این مساله اتفاق می‌افتد. فرهنگ سازی  در اینجا اگر هم صورت بگیرد دقیقا نوعی فرهنگی سازی مرد سالاری است حتی در بهترین فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیون ایران این مساله وجود دارد. مثلا از سال 82 به بعد در چندین سریال فرهنگ چند همسری رواج داده شده و مردی که نمایش داده می‌شود نیز اتفاقا مرد بسیار خوب و موجهی ست در حقیقت سمپاتی مردم به طرف مرد معطوف می‌شود ونه زنی که دارد هوو سرش می‌آید. در زمینه دیگر نیز کنترل اجتماعی عملا وجود ندارد و مثلا خو‌دسوزی‌ها که در بسیاری از موارد دگر سوزی است وقتل‌های ناموسی و... در 15 سال اخیر بسیار متداول شده حتی در بسیاری از شهرهای بزرگ از جمله تهران و متاسفانه  درطبقه متوسط تحصیلکرده نیز صورت می‌گیرد.

  • آیا تصور نمی‌کنید که ترویج خشونت در سطح جامعه می‌تواند در باز تولید رفتارهای نابهنجار یا خشونت علیه زنان موثر باشد؟

ببینید انواع خشونت وجود دارد. یک نوع خشونت فردی است که پدر و مادر فرزند خود را کتک می‌زنند. نوع دیگر خشونت ساختاری ست. ساختار جامعه ما نه تنها خشونت را مجاز می‌داند بلکه آن را ترویج نیز می‌کند.

  • خانم دکتر، شما به آینده جامعه مدنی ایران که با حضور چشمگیر زنان در حال تکوین و تکامل است، خوش بین هستید؟

بله – چرا که نه. جامعه مدنی با وجود تمام محدودیت‌هایی که داشته  وخواهد داشت، توانست مفاهیمی را به مردم منتقل کند که نه تنها این مفاهیم در قشر متوسط معنا و مفهوم داشت بلکه برای زنان  و مردان طبقه پایین نیز معنا گرفت. مثلا زمانی که من روی مبحث  خشونت خانوادگی تحقیق و کار می‌کردم کتک خوردن زن توسط مرد، امری طبیعی بود در واقع آنچه که در 10-15 سال گذشته طبیعی به نظر می‌رسید به واسطه همین تلاش‌هایی که صورت گرفت،(باوجود اینکه زنان طبقه پایین مثلا در سمینارها و جلسات شرکت نکردند) ولی جو جامعه به گونه ای چرخید که آن زن دیگر کتک خوردن را حق خود نمی داند.
چه راهکاری را می‌توان به جنبش مدنی ایران پیشنهاد داد که روند پیشرفت و تغییرات مثبت در این موارد سریع تر و راحت شود.
عمده کارها آگاهی دادن به افراد در مورد مسائل خود‌شان است و مطرح کردن آن در جامعه مدنی. زیرا پیگیری و مطرح کردن مسایل توسط افراد در جامعه مدنی و NGO‌ها به نوعی دولت را نیز مجبور به واکنش در راستای خواسته‌های خود می‌کند. اما به هر حال انجام فعالیت‌ها  تا جایی که می‌تواند صورت بگیرد تاثیر گذار است.
به زنان داخل حاکمیت چقدر امیدوارید؟ زنانی که در مجلس و بخش‌های دیگر فعالیت دارند.
معمولا سهمیه بندی خاصی در مورد حضور زنان در صحنه‌های سیاسی وجود دارد ولی به طور کلی وجود احزاب بسیار حائز اهمیت است. در آن صورت حزبی که در مرامنامه خود به برابری انسانها و مساوات زن و مرد اعتقاد دارد، اگر از آن حزب نماینده‌هایی به ویژه از قشر زنان وارد حکومت شود در آن صورت می‌تواند تاثیر گار باشد. درمقابل اگر حزبی افراطی وجود دارد که از ابتدا مطرح می‌کند مساله برابری وجود ندارد یا به عبارتی می‌گوید همه برابرند اما گروهی بر گروه دیگر برابرترند در آن صورت نمی‌توان زیاد به آن امید داشت.



نوشته شده توسط :mohammad jef
پنجشنبه 4 شهریور 1389-09:21 ق.ظ
نظرات() 

foot problems
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:57 ب.ظ
Hey I am so grateful I found your site, I really found you by
error, while I was researching on Yahoo for something else,
Anyways I am here now and would just like to say thanks a lot for a
remarkable post and a all round interesting blog (I also love the theme/design), I don’t have time to
go through it all at the moment but I have bookmarked it and also added
your RSS feeds, so when I have time I will be back to read a
lot more, Please do keep up the excellent b.
chaturbatefreetokenshack.com
دوشنبه 13 شهریور 1396 03:04 ق.ظ
Great post! We are linking to this particularly great post on our website.
Keep up the great writing.
Foot Pain
دوشنبه 16 مرداد 1396 01:53 ب.ظ
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News. Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo News?

I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks
How do I stretch my Achilles tendon?
شنبه 14 مرداد 1396 11:31 ب.ظ
I got this website from my friend who informed me about this
website and now this time I am visiting this web page and reading very informative posts at this time.
Lucretia
دوشنبه 9 مرداد 1396 08:53 ب.ظ
First of all I would like to say superb blog!
I had a quick question that I'd like to ask if you don't
mind. I was curious to know how you center yourself and
clear your thoughts prior to writing. I've had a difficult
time clearing my thoughts in getting my thoughts out there.
I do enjoy writing however it just seems like the first
10 to 15 minutes tend to be lost just trying to figure
out how to begin. Any recommendations or tips? Kudos!
Caitlyn
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 11:42 ق.ظ
Yes! Finally someone writes about truck.
quickutensil8870.jimdo.com
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 11:27 ق.ظ
These are truly fantastic ideas in on the topic of blogging.
You have touched some good things here. Any way keep up wrinting.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 03:30 ق.ظ
This paragraph will assist the internet people for building up new blog or even a blog from start to end.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:24 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems
as though you relied on the video to make your point. You clearly know what
youre talking about, why waste your intelligence on just posting videos to your
site when you could be giving us something informative to read?
مریم
دوشنبه 15 شهریور 1389 10:56 ب.ظ
سلام خسته نباشید من هم شما رو لینک کردم
درضمن مطالبتونم جالبن موفق باشیدبازم به وبلاگ ما سربزنین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر